اسكندر بيگ تركمان
775
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نمود بالجمله چون جناب صاحب اعظم به شهر آمدند روز دويم شرايط مردمى بظهور آورده بديدن محمد - پاشا و برادر طوبل و قراسعيد و ساير سرداران رفته پرسشهاى رسمى و تواضعات عادتى بظهور آمد بعد از آن كاتبان آن جماعت را طلب نمودند كه تفصيل اسامى جنود جلالى را در قلم آورند كه فراخور حال ما يحتاج سرانجام يابد سواى پيش آمدگان سيزده هزار و ششصد و پنج نفر بقلم آمد لشكر كارآمدنى آن جماعت از پياده تفنگچى و سواران يراقدار بيزياده و نقصان ده هزار بودند بقيه آت اغلانى و خدمتكاران بودند عاليجناب دستورى طرح ضيافت [ 547 ] انداخته قرار دادند كه يكروز مجلس عام منعقد ساخته كل آن طبقه را ضيافت نمايند و بسرداران و بلوك باشيان و آقايان و هر كس از طبقه اسم و رسمى داشته باشد خلعت دهند و بعد از انعقاد مجلس عام مجلس خاص ترتيب داده هر روز با فوجى از سرداران و اعيان صحبت دارند . ضيافت اعتماد الدوله كل طبقه جلاليان را در باغ جهان شاهى نخست ضيافت عام در باغ جهانشاهى بوقوع پيوست چند روز خوانسالاران به ترتيب اسباب ضيافت مشغول گشته تا موازى يكصد و بيست نفر باورچى و شربتدار به ترتيب اطعمهء الوان و حلاوه و تنقلات و مرتبات پرداختند و زياده از آنچه در حوصله خيال گنجد و عامهء آن خلق را وافى باشد مرتب ساختند و در عرصهء باغ مذكور يك ميدان وار زمين را كه محل جلوس دو هزار كس بود هموار كرده خيمهها و سايبانهاى بتكلف بر پاى كرده فرشهاى ملون گستردند روز ششم مجلس ضيافت عام منعقد گشت و قرار يافت كه سواى پاشا و سرداران و بلوك باشيان از هر يكصد نفر بيست نفر را خلعت دهند چنانچه از ده هزار كس دو هزار كس مخلع كردند خلعت محمد پاشا از قباى زربفت طلاباف و بالاپوش مخمل زربفت و منديل سراسر زرد چهار ذرعى طلاباف و جيقه مرصع و اسب اعلى وزين به مبلغ سى تومان سرانجام يافته بود خلعت برادر طويل خلعت دادن اعتماد الدوله رؤساى جلالى بدستور پاشا بود اما قيمت آنها كمتر بود قراسعيد و كرد حيدر و آغاجدن بيرى و حسن كدخدا وكيل برادر طويل و ساير بلوك باشيان على هذا القياس هر يك فراخور مرتبه مخلع گرديدند ساير جماعت را اعلى و اوسط و ادنى قرار داده اعلى را قباهاى زربفت و دارائى باف و بالا پوشهاى مخمل مقيش و مخمل ساده و منديلهاى الوان و بعضى را چهار ذرعى اضافه نمودند و او سط را قباهاى ميلك و مطبق و نعلبند و خفتان مخمل و دستارهاى سر زرد ، ادنى را قباهاى قطنى و دارائى و دستار داده چنانچه در فوق ذكر شد تا دو هزار نفر خلعت پوشيده بمجلس ضيافت خاصه حاضر گشته هر يك در مكان مناسب قرار گرفتند ساير مردم جوق جوق و بلوك بلوك در حوالى و حواشى مجلس و خارج مجلس نشسته در هر گوشهء باغ مجمعى و در هر نزهتگاه محفلى انعقاد يافت در اين اثناء از سلاطين زادههاى گرجى عطابيك خان ولد منوچهر خان والى مسق با چند نفر از كشيشان و از ناوران بعزم ملازمت اشرف آمده به شهر تبريز وارد شده بود حسب التكليف بمجلس ضيافت حاضر گشته به او و مردم او نيز خلعت فاخره و خرجى راه و نزل و ساورى بر وجه لايق عطا فرمودند . شمهء از خصوصيات مجلس آنكه بعد از خوردن اقسام كيفيتها و مغيرات قهوهچيان پيالهاى قهوه بگردش درآوردند و تا موازى سيصد عدد خوان نقل كه چند عدد آن را بفنون غريبه نخلبندى كرده پيكر اقسام ميوها بشكر ريخته در آن تعبيه كرده بودند كشيده جلاليان زلها برداشتند . بعد از آن يكهزار ظرف حلويات كه ميان هر دو نفر يك ظرف باشد و ميوه بدستور كشيده